X
تبلیغات
رایتل
سرگرمی ُهنری و خبری
سرگرمی ُهنری و خبری

سرگرم کننده


ریشه شناسی زبان تورکی آذربایجانی

ریشه شناسی زبان تورکی آذربایجانی

Azarbayjan

برای روشن شدن اذهان عموم باید اشاره کنم که پسوند "لو" یک شاخص در زبان ترکی آذربایجانی است که صدها کلمه اساسی در فرهنگ کتبی این زبان با این فرم وجود دارد."لو" که گاهی در میان مردم به صورت پسوند"لی" هم به کار برده میشود، پسوند نسبی و ملکی است. کلمات تاریخی همچون ایل ترک "باهارلو"، " قره قویونلو" که دارای پسوند "لو" هستند قرنها سابقه استعمال زبانی داشته و تعابیر آقای کسروی در شقه-شقه کردن این واژه ها و چسباندن آنها به زبان فارسی معتبر نیست. تلاش برای پیدا کردن یک پدرخوانده فارسی به واژه ها و اسلوب زبانی ترکی آذربایجانی هیچ کمکی به کار زبان نمیکند. یا ترکیب اصیل "ایستی بولاغ" که زبانزد مردم آذربایجان است و در روستاها و مناطق کوهستانی به چشمه های آب گرم اطلاق می شود را به واژه مهجور فارسی"گرمخانی" نسبت ریشه ای دادن واقعا عاری از هر اعتبار علمی است.(13) بنابراین سرگردان ماندن آقای کسروی مابین واژه های "آذری" و "ترکی" و تلاشش برای جداکردن زبان مردم آذربایجان از خانواده زبانهای ترکان و نیز تراشیدن ریشه قلابی برای واژه- های ترکی آذربایجانی در زبان فارسی نیز چندان کمکی به خواننده نمی کند. برای مثال آقای کسروی در واژه شناسی نام آبادیها به لغت "قرا" اشاره می کند وتلاتش دارد به هر ترتیبی است برای این واژه معصوم و اصیل ترکی پدرخوانده فارسی بسازد. ایشان چنین می نویسند:

"در آذربایجان بر سر بسیاری از نامها واژه "قرا" آورده می شود مثلا "قراچمن" و "قرارود". و چون قرا در ترکی به معنای سیاه است کسانی خواهند پنداشت در این نامها همان معنی ترکی مقصود است. ولی باید دانست که "قرا" در زبان آذری به معنای بزرگ بوده و خود تغییر یافته واژه "کلان" است که در فارسی هنوز هم به کار می رود." و ادامه می دهند که:

"از اینجا میتوان گفت "قرا" در "قراچمن"و "قرارود" و بسیار مانندهای آن، نه واژه ترکی که واژه آذری است و معنای آن بزرگ است" )15) خوب، حتی برای خواننده مدرن و منطقی امروزی، که ترک آذربایجانی هم نباشد سفسطه نویسنده روشن است. نخست این که ایشان برای اینکه قافیه را درست کنند آمده و واژه معصوم "قره" یا "قارا" را به شکل "قرا" بیان کرده اند، سپس در ادامه تلاشش سعی کرده اند پدرخوانده ای در فارسی به این کلمه پیدا کنند و قرعه به نام واژه "کلان" در آمده است تا اثبات کنند که "کلان" اصل "قرا" بوده، سوم اینکه با تحریف واژه "قرا" بر آن شده اند که این واژه را از شخصیت ترکی به هیئت من در آوردی آذری درآورند. حال آن که صورت مسئله خیلی روشن است. در فرهنک لغات ترکی آذربایجانی از قرنها پیش واژه اصیل "قارا" یا" قره" به تکلم تبریزیها موجود بوده و علت اطلاق اسم "قرا چمن" به "قره چمن" نه گناه واژه "قره" بلکه اجرای سیلست فارسی سازی و کشتن اصالت زبان ترکی آذربایجانی بوده است.و گرنه از منظر واژه شناسی و طبقه بندی واژه ای چه ارتباط "واکه ای" یا هجائئ مابین واژه "کلان" فارسی و لغت مظلوم ترکی "قره:" وجود دارد. خاصه اینکه به سخن دکتر صدر تلفظ صوتی "ق" در فارسی (تهرانی) به خصوص با آشفتگی خاصی روبروست. به قول استاد جلال همائئ (فلم) را "غلم" تلفظ می کنند و "غلام" را قلام. اما رای عموم بر آنست که فارسی صوت "ق" نداشته و تنها "غ" دارد .(16) در تک تک نام واژه ها همین تمهید عجیب و قریب به کار رفته است. حال آن که با این کارها نمی شود موجودیت زبان ترکی آذربایجانی و هویت ملت آذربایجان را خدشه دار کرد. البته گاهی در تنگنای قافیه شاعری به سبب ظرفیتهای آوایی "قارا" را به صورت حرف مصوت کشیده "آ" نیز گفته- اند. یک مثال دیگر کلمه "ارونق" است. منطقه "ارونق-انزاب" از مناطق قدیمی اراضی آذربایجان است. ارونق با الف فتحه دار تلفظ می شود. آقای کسروی برای اینکه تئوری خود را به کرسی بنشاند، ابتدا به کلمه "ارونق" یک "آ" اضافه میکند، بعد ادعا می شود که این واژه "نخسست "آرانک" بوده ، که به معنای آران کوچک باشد"(17) با چه درکی میتوان به اخر یک واژه ترکی "کاف"تصغیر اضافه کرد و معنای دیگری، در یک زبان دیگری،از آن مستفاد نمود. صدها نوع از این قبیل موارد وجود دارد که در کتابی جمعاوری خواهد شد. البته داشتن فرضیه های متفاوت در زبان امری رایج بین زبانشناسان است حتی نظرات ضد و نقیض. اما این روش آقای کسروی در این مورد قابل استناد نیست.

زبان ترکی آذربایجانی درمتون تاریخی

در این قسمت برگردان نوشتاری کوتاه از یک منبع علمی دیگر را در مورد جایگاه زبان ترکی آذربایجانی ذکر می کنم تا خوانندگان هر چه بیشتر با نظرات گوناگون آشنا شوند و نیز پژوهشگران و دانشجویان با دید بازتری به این مسئله بنگرند . روشن است که نشر و پخش همچو نظراتی می تواند جو سالم تفکر و اندیشه پردازی را پربارتر کند و بر مدتها روش تک گوئئ و قضاوت رسمی و سیاسی در مورد زبان ترکی غلبه کند تا دانشجویان و خوانندگان هوشیار به طور فراگیر به این موضوع بنگرند.

"از زبانهای رایج دنیا که در امروز میلیونها نفر به آن زبان تکلم می کنند، یکی هم زبان ترکی است که علاوه بر کشورهای ترکیه، آذربایجان ، در بلغارستان، اوزبکستان، کازاخستان، قیرقیزستان، تاجیکیستان، یونان و قبرس نیز به این زبان سخن می گویند. البته در دیگر کشورهای جهان نیز میلیونها ترکی گوی زندگی می کنند، که تنها در آلمان بیش از یک میلیون نفر و در ممالک امریکای شمالی نیز به عنوان "کارگران مهمان" ترکان زندگی می کنند. اینان به شاخه های مختلف خانواده زبان ترکی سخن می گویند. در شاخه های این زبان، زبانهای ترکی ترکمن، آذربایجانی، قفقازی، لهجه های ترکی خراسانی وجود دارند که از شعبه اصلی زبانهای آلتائیک هستند. البنه زبانهای مغولی و tungusic نیز از زبانهای زیر همین خانواده محسوب می شوند. تا سال 1928، پنج سال پس ار استقرار جمهوری ترکیه تمام اسناد خانواده زبانهای ترکی با الفبای عربی نوشته می شد که دلیل آن هم تاثیر قدرتمند اسلام در منطقه بوده است. در سال 1928، اصلاحات زبانی در ترکیه سبب شد که الفبائی بر اساس قراردادهای زبان لاتین با 28 حرف به زبان کتبی ترکی تبدیل شود ، که مورد بحث ما نیست.(18) اما زبان ترکی امروز در آذربایجان ایران همان گونه که ذکر شد مسیر طولانی پیموده و پس از تغییرات و تحولات فراوان، که ناشی از وضع زیستی اجداد ترکان آذربایجان بوده، به شکل امروزی رسیده است. اجدادی که به آنها از نظر زبانی ترکان اوغوز می گویند ، که کارنامه ادب شفاهی آنان از پیشینه ادبی 1500 ساله برخوردار است. یعنی ادبیاتی که به "ادبیات اوغوز" معروف است. کتاب معروف "دده قورقوت" از داستانهای مردم ترک زبان" اوغوز"از زمره این گنجینه به شمار میرود. بعدها داستانهای "کور اوغلو"، نوشته های یونس امره، فضولی و اشعار مختوم قلی، وارث ادبیات اوغوزها و در مجموع دربر گیرنده تروت معنوی ادبیات ترکان آذربایجانند.(19) فکر می کنم با روشی که آقای کسروی پیش گرفته بود، اگر آن زمان دسترسی به منابع امروزی ترکان داشت و سند "ده ده قورقوت" را می دید ، واژه "ده ده" را به سبب تشابه به واژه "دد" به فارسی نسبت می دا د. اما واژه ها در زبانها پدید می آیند و بر طبق نیازهای زمان و ضروریات زندگی اجتماعی و اقتصادی تغییر می یابند، زبانها با یکدیگر همکاری کرده و مهمانهایی را از همدیگر می پذیرند، واژه هائی کم کم به سبب از بین رفتن موقعیت تاریخی یا اقتصادی از دور خاج می شوند و جای خود را به تازه واردین می دهند واین چنین است که علم معانی یا لکسیکولوژی عمل می کند. نزدیکی و ارتباطات اجتماعی اقتصادی ترکان آذری و سایر ترکان هم خانواده در ایران با فارسها سبب شده که زبان فارسی برخی از عناصر زبانی ترکی را عاریه گرفته و فارسیزه کند. این نشانه ضعف زبانی نیست. بری مثال پسوند "چی" در خیلی از واژه های فارسی و در ادبیات آن به کار رفته و مورد تکلم واقع می شود. مثال قهوه چی:درشکه چی، چایچی و غیره. جا افتادن این پسوند رایج زبان ترکی در فارسی تنها نیاز زبانی است که به صورت مقبول در آمده و فارسها از این ساختار دستور زبان ترکی سود میجویند.

هم چنان که دکتر محمد تقی زهتابی نیز اشاره کرده اند علم معانی در زبان ترکی آذری روندی ناپیوسته، پیچیده و ناهمگونی داشته است و این خود تصویرگر زندگی ملتهای ترکی گوی است که در اراضی آذربایجان در تاریخ طولانی زیسته و رفت و آمد کرده اند.(20)

وجود واژه های مشابه در زبانها امری کاملا طبیعی است و این حالت به دو دلیل عمده صورت می گیرد. نخست هم گروه بودن زبانها در تاریخ و دومی نیاز هر زبان برای رشد و تکامل خویش سبب می شود که واژه ها همواره بین زبانها در حرکت باشند. طبق اطلاعاتی که هر سال موسسه ام-آی_تی MIT در مورد زبانها صادر می کند زبان ترکی یکی از زبانهای استاندارد از نظر زبان شناسی است.(21)در این سند آمده است که بیش از ده درصد کلمات انگلیسی از ریشه زبان ترکی اخذ شده اند. البته همان گونه که اشاره شد زبانها پس از عاریه گرفتن کلمات از یکدیگر سعی می کنند واژه ها را با ساختار صدایی و معنائی خود هماهنگ سازند. بنابر این هیچ زبانی ناب و خالص نیست و هر گونه تلاش در مورد پیرایش زبانها از واژه های بیگانه و یا تئوری ناب سازی زبان با واقعیات زیستی انسان خوانائی ندارد. انسانی که مدام در داد و ستد معانی و انئیشه هاست. از سوئی اطلاق الفاظی چون زبان وحشی یا زبان اقوام بی تمدن و بیابانگرد به ترکان آذری ، یا زیان اعرب را زبان بدویان شمردن نیز جز غرض ورزی به حل مسئله- ای کمک نمی کند و تنها نشانگر جهالت گویندگان و بی اطلاعی آنان از وضع زیستی-تاریخی این ملتها است. همین جا اشاره کنم که طبق تحقیقات زبانشناس معروف آر.اچ روبینز زبان عربی اولین زبانی بود که در اواخر سده هشتم میلادی از نظر دستورنویسی و گرامر رشد فراوان کرد و برای اولین بار دستور زبان سیبویه بصری متبلور شد که در نوع خود بی نظیر بود و" سیبویه برای حروف عربی به توصیف آواشناختی تازه ای راه برد که مستقلا از آن خود او بود و آن توصیف آواشناختی به مراتب پیشرفته تر و کمال یافته تر از علم آواشناسی غربی چه در دوره معاصر سیبویه و چه دوره های پیشین بود."(22( با رشد و گسترش اسلام در منطقه و جهان و وجود متن معتبر عربی به نام قرآن، زبان عربی به زبان اثربخش آن زمان تبدیل شد و ظرفیتهای نحوی و آوایی و علم معانی آن سبب شد که زبانهای ملل منطقه تحت نفوذ آن قرار گیرند .از سویی "همخوانیهای گلوگاهی یا حلقی (pharyngeal) همان گونه که زبانشناس شهیر فرانسوی آندره مارتینه می گوید" یا نزدیک شدن جدارهای پیشین و پسین گلوگاه یعنی پسین ترین بخش پشته زبان از یکسو و ته دهان از سوی دیگر، میتواند به ایجاد بندش یا سایش بیانجامد ولی زبان شناخته شده ای چون عربی سایشهای گلوگاهی بیواک و واکداری دارد که به ترتیب با h} {و, آوا نویسی میشوند {تلفظ ح و ع در زبان عربی}.23 زبان ترکی آذربایجانی نیز از نظر حروف صدادار 9 تایی توانایی بیشتری برای ادای کلمات، و تکامل واژگان دارد. همان گونه که اشاره شد سیبویه بصری که ایرانی بود به چهره برجسته زبانشناسی عربی تبدیل شد. روشن است الفبای عربی ، به عنوان الفبای زبانی که آسمانی و مقدس خوانده می شد و ضمنا دارای یک متن نهائی و غیر قانل تغییر هم شده بود، در جهان گسترش یابد و به الفبای ملل منطقه از جمله ترکان آذربایجان تبدیل شود. زبان شعرا و نامدارانی چون نسیمی، فضولی و سید عظیم شیروانی شد که آثارشان هر چند در بوته ممنوعیت گرفتار بوده اند، اما همچنان ورد زبان زنان و مردان آذربایجانند:

"منده مجنوندان فزون عاشیقلیق استعدادی وار

عاشیق صادق منم مجنونون آنجاق آدی وار

( من در عاشق بودن از مجنون هم عاشقترم

از مجنون فقط نامی مانده است ، منم عاشق صادق)

گفتنی است که در قرن چهاردهم میلادی هر دو زبان، عربی و عبری، در دانشگاه پاریس فرانسه رسمیت یافتند.

از مهم ترین سند کتبی متعلق به ترکان به کتاب ده ده قورقوت اشاره می شود که این سند به "اورخون- یئنی سی یازیلاری" (نوشته های اورخون- یئنی سی) معروف است، که به مناسبت 1300 مین سالگرد این سند در جمهوری آذربایجان گردهمایی با شکوهی بر گزلر گردید. کتاب ده ده قورقوت " به طایفه اوغوزها " منتسب است و ترکان عثمانی نیز این سند را به اشکال مختلف چاپ کرده اند. این که زبان ترکی آذربایجانی چه مسیری را در همسایه شمالی گذرانده و از الفبای عربی به سیریل و سپس به الفبای لاتین راه برده مورد بحث ما فعلن نیست. ولی باید گفته شود هر کلمه ای ، به هر الفبایی در هر زبانی که به کار می رود، " چه به لحاظ معناشناسی و چه به لحاظ دستور و چه به لحاظ تلفظ مختص به خودش، تاریخ خاص و منحصر به فردی دارد")24) در ر یشه شناسی زبان ترکی آذربایجانی ورود به اجزا تشکیل دهنده این زبان وبررسی چگونگی رشد و پایداری آن در یک دوره بغایت خشن به تفصیل بیشتری نیاز است. از سویی مطالعه متون تاریخی زبان ترکی و تجزیه تحلیل آن کار دیگری است و موقعی دیگر میطلبد.

این بر عهده دانشجویان است که با پروژه های تحقیقاتی بتوانند زوایای مختلف زندگی زبانهای رایج در ایران را در بیاورند و بر تاریکیها نور بپاشند.

امیدوارم از خواندن این مطالب خسته نشده باشین زیرا :

 

ادامه دارد

Bibliography

مراجع:

1-Galtung,J. 1980. The True words, A Transnational Perspective, New York,the Free Press نقل از کتاب کانگاش ص254

2-در همچو شرایطی سعی می شود به مرور ملتی را از حالت "احترام به خویشتن" به حالت "وادادن و تسلیم" شدن سوق داد و او را در روندی به حالت استحاله شده و بی هویت در آورد.نمونه اش سرخ پوستان و نیز کسانی که زبان خود را از دست داده اند.

3-مریت روهلن(Merrit Ruhlen) در اثر خود-"ریشه زبان" به واژه مونوژنه نسز" monogeneses اشاره می کند که مراد همان زبان واحد بشری است که دیگر زبانه، به ادعائی از آن منشعب شده اند.

4-اسکوتناب کانکاش (Skutnab Kangash)، زبانشناس سوئدی، کتاب "از شرمزدگی تا مبارزه جویی،1988 چاپ امریکا-ص13-

5- زبانهای ترکی) (Turkic Languages از شبکه جهانی،

6-رحیم رئیس نیا – درباره زبان ترکی 2004 ص 4 از سایت تریبون

7-Linguistic Characteristics, p 3,From Internet site, Turkic Languages

8-ژهتابی ، دکتر محمد تقی، معاصر ادبی آذری دیلی انتشارات آشینا، 1379 چاپ دوم- ص2

9-برای مطالعه بیشتر این مبحث می توانید به کتاب ارزشمند دکتر محمد تقی زهتابی"معاصر آذری دیل" مرجعه کنید" که به صورت مفصل پسوندهای زبان آذربایجانی شرح داده شده است.

01-ضیاء صدر، سلسله مقالات مندرج در روزگار نو، آبان 1375-شماره مسلسل 177، دفتر نهم، سال پانزدهم در مورد زبان و خط.

11-در زبانشناسی تاریخی تحت عنوان "طبقه بندی" classification)) به شرح تفضیلی این موضوع میتوانید مراجعه کنید.

12- مدرکی تحت عنوان تاتها در شبکه اینترنت به چشمم خورد که در آدرس www.Tat,Harzani می توانید کامل این نوشته را بازدید کنید

13- برای مطالعه کامل نظرات احمد کسروی به کتاب "کاروند کسروی صص336 به بعد مراجعه کنید. کاروند کسروی، به کوشش یحیی ذکاء- چاپ دوم،سال 2536 تهران، اتشارات فرانکلین

14- همان منیع.صص 431

خواننده بی غرض میتواند با اندکی تامل و تفکر درک کند که این قبیل ریشه تراشهای موهوم برای هزاران واژه ترکی آذربایجانی در واقع آب در هاون کوفتن است.

15- آقای کسروی در کتاب "کاروند کسروی" در مبحث زبانشناسی بخشی را به زبان خلخال اختصاص داده و من از این قسمت، امثال مندرج در متن را ذکر نموده ام.

16-ضیاء صدر،

- مسئله زبان مشترک و زبانهای مادری-روزگار نو- خرداد 1375- شماره مسلسل 172- صص55-54.

17- احمد کسروی، کاروند کسروی-صص368-369

&-برای اطلاع بیشتر در مورد پراکندگی ملت ترک آذربایجان و زبان آنها میتوانید به داده های سایت میراث فرهنگی و نیز به آدرس "سوزوموز" در اینترنت مراجعه کنید.

18-در داده های شبکه جهانی اینترنت زیر عنوان Languages of the world یا زبانهای دنیا اطلاعات ارزشمندی وجود دارد که من چکیده وار بیان داشتم.

19- آنار، رضا ، " 155 ایل اوغوز ادبیاتی"- آنتولوژیا- آذربایجان نشریاتی-1999- بخش مربوط به ادبیات کتبی و شفاهی مردم آذربایجان در سده های هفتم و هشتم، اسناد باقیمانده از نوشته های اورخون یئنی- سی-صص 9 به بعد

20- دکتر محمد تقی زهتابی،

علم معانی(لکسیکولوژی)-ترکیب لغوی زبان آذری معاصر، نشر ائلدار-تبریز-1371-چاپ اول-صص21-14

21- سایت اینترنتی "گجیل"، جایگاه زبان ترکی و بررسی آن در مقایسه با سایر زبانها-صص1-2

22- آر.اچ. روبینز، تاریخ مختصر زبان شناسی ترجمه علیمحمد حق شناس، چاپ چهارم، نشر مرکز 1381.صص214-215

23- آندره مارتینه، مبانی زبانشناسی عمومی-اصول و روشهای زبانشناسی نقشگرا. چاپ هرمسف ترجمه هرمز میلانیان،صص 70-71

24- همان منبع 22- صص

خوشدا قالین ...

پنج‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1387 توسط آیلین | 2 نظر

RSS 2.0
:گوروش ائدنلرین سایی 32949

Design By Parstheme

داغ کن - کلوب دات کام

کلوب هواداران تراکتورسازی تبریز